تبلیغات
اللهم صلی علی نبینا محمد و علی آله و صحبه و سلم تسلیما کثیرا - شیطان؛خطرات وراه مصونیت
چهارشنبه 29 مهر 1388

شیطان؛خطرات وراه مصونیت

   نوشته شده توسط: علی مرمضی    

وَإِمَّا یَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ*إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ(اعراف /200و201) و اگر از شیطان وسوسه‏اى به تو رسد به خدا پناه بر زیرا كه او شنواى داناست. در حقیقت كسانى كه [از خدا] پروا دارند چون وسوسه‏اى از جانب شیطان بدیشان رسد [خدا را] به یاد آورند و بناگاه بینا شوند.

وَإِمَّا یَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ(فصلت/36) و اگر دمدمه‏اى از شیطان تو را از جاى درآورد پس به خدا پناه ببر كه او خود شنواى داناست.

وَمَن یَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ*وَإِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ*حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ یَا لَیْتَ بَیْنِی وَبَیْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ(زخرف/36و37و38) و هر كس از یاد [خداى] رحمان دل بگرداند بر او شیطانى مى‏گماریم تا براى وى دمسازى باشد. مسلما آنها ایشان را از راه باز مى‏دارند و [آنها] مى‏پندارند كه راه یافتگانند. تا آنگاه كه او [با دمسازش] به حضور ما آید [خطاب به شیطان] گوید اى كاش میان من و تو فاصله خاور و باختر بود كه چه بد دمسازى هستى.

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاء مِن دُونِی وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا ( کهف/ 50) و [یاد كن] هنگامى را كه به فرشتگان گفتیم آدم را سجده كنید پس [همه] جز ابلیس سجده كردند كه از [گروه] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید آیا [با این حال] او و نسلش را به جاى من دوستان خود مى‏گیرید و حال آنكه آنها دشمن شمایند و چه بد جانشینانى براى ستمگرانند.

وَإِمَّا یَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ*إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ(اعراف /200و201) و اگر از شیطان وسوسه‏اى به تو رسد به خدا پناه بر زیرا كه او شنواى داناست. در حقیقت كسانى كه [از خدا] پروا دارند چون وسوسه‏اى از جانب شیطان بدیشان رسد [خدا را] به یاد آورند و بناگاه بینا شوند.

وَإِمَّا یَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ(فصلت/36) و اگر دمدمه‏اى از شیطان تو را از جاى درآورد پس به خدا پناه ببر كه او خود شنواى داناست.

وَمَن یَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ*وَإِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ*حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ یَا لَیْتَ بَیْنِی وَبَیْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ(زخرف/36و37و38) و هر كس از یاد [خداى] رحمان دل بگرداند بر او شیطانى مى‏گماریم تا براى وى دمسازى باشد. مسلما آنها ایشان را از راه باز مى‏دارند و [آنها] مى‏پندارند كه راه یافتگانند. تا آنگاه كه او [با دمسازش] به حضور ما آید [خطاب به شیطان] گوید اى كاش میان من و تو فاصله خاور و باختر بود كه چه بد دمسازى هستى.

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاء مِن دُونِی وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا ( کهف/ 50) و [یاد كن] هنگامى را كه به فرشتگان گفتیم آدم را سجده كنید پس [همه] جز ابلیس سجده كردند كه از [گروه] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید آیا [با این حال] او و نسلش را به جاى من دوستان خود مى‏گیرید و حال آنكه آنها دشمن شمایند و چه بد جانشینانى براى ستمگرانند.

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إَلاَّ إِبْلِیسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِینًا*قَالَ أَرَأَیْتَكَ هَذَا الَّذِی كَرَّمْتَ عَلَیَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إَلاَّ قَلِیلًا*قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمْ جَزَاء مَّوْفُورًا*وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَیْهِم بِخَیْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِی الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا*إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِیلًا(اسراء/61تا65) و هنگامى را كه به فرشتگان گفتیم براى آدم سجده كنید پس [همه] جز ابلیس سجده كردند گفت آیا براى كسى كه از گل آفریدى سجده كنم. [سپس] گفت به من بگو این كسى را كه بر من برترى دادى [براى چه بود] اگر تا روز قیامت مهلتم دهى قطعا فرزندانش را جز اندكى [از آنها] ریشه‏كن خواهم كرد. فرمود برو كه هر كس از آنان تو را پیروى كند مسلما جهنم سزایتان خواهد بود كه كیفرى تمام است. و از ایشان هر كه را توانستى با آواى خود تحریك كن و با سواران و پیادگانت بر آنها بتاز و با آنان در اموال و اولاد شركت كن و به ایشان وعده بده و شیطان جز فریب به آنها وعده نمى‏دهد. در حقیقت تو را بر بندگان من تسلطى نیست و حمایتگرى [چون] پروردگارت بس است.

قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَیْتَنِی لأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأَرْضِ وَلأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ*إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ(حجر/39و40) گفت پروردگارا به سبب آنكه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان مى‏آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت. مگر بندگان خالص تو از میان آنان را.

قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ*ثُمَّ لآتِیَنَّهُم مِّن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ(اعراف/16و17) گفت پس به سبب آنكه مرا به بیراهه افكندى من هم براى [فریفتن] آنان حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست. آنگاه از پیش رو و از پشت‏سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم و بیشترشان را شكرگزار نخواهى یافت.

یَا بَنِی آدَمَ لاَ یَفْتِنَنَّكُمُ الشَّیْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ یَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیُرِیَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ یَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاء لِلَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ(اعراف/27) اى فرزندان آدم زنهار تا شیطان شما را به فتنه نیندازد چنانكه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند و لباسشان را از ایشان بركند تا عورتهایشان را بر آنان نمایان كند در حقیقت او و قبیله‏اش شما را از آنجا كه آنها را نمى‏بینید مى‏بینند ما شیاطین را دوستان كسانى قرار دادیم كه ایمان نمى‏آورند.

از ابوهریره (رض)  روایت است كه نبی اكرم (ص)  فرمود: «دیشب، جن سركشی نزد من آمد تا نماز مرا بهم زند. اما خداوند مرا بر او چیره گردانید. خواستم او را به یكی از ستونهای مسجد ببندم تا هنگام صبح، همة شما او را ببینید. اما بیاد سخن برادرم؛ سلیمان؛ افتادم كه ‏فرموده بود: پروردگارا! به من پادشاهی و قدرتی عنایت فرما كه  بعد از من، شامل حال هیچ كس نشود».(بخارى:461)

از عبدالله بن مسعود (رض)  پرسیدند: شبی كه جن ها به قرآن، گوش فرا می دادند، چه كسی نبی اكرم (ص)   را از وجود آنان، با خبر ساخت؟ گفت: درختی. (بخارى:3859)

ابن عباس رضی الله عنهما می گوید: نبی اکرم (ص)  می فرمود: «أَعُوذُ بِعِزَّتِكَ، الَّذِی لا إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، الَّذِی لا یمُوتُ، وَالْجِنُّ وَالإِنْسُ یمُوتُونَ». یعنی پروردگارا! به عزت ات كه هیچ  معبودی بجز تو وجود ندارد، پناه می برم. همان ذاتی که هرگز نمی‏میرد ولی جن و انسانها می‏میرند».(بخارى:7383)

عبد الله بن عباس رضی الله عنهمامی‏گوید: روزی، رسول ‏الله (ص)  با تنی چند از یارانش به قصد بازار عُكاظ، براه افتاد. و این، زمانی بود كه از دسترسی جِن ها به اخبار آسمانها، جلوگیری شده بود. و شهابهای آسمانی، آنها را تعقیب می‏كردند. جن ها وقتی با این وضعیت روبرو شدند، نزد قوم خویش باز گشتند. قوم شان پرسید: چرا برگشتید؟ جن ها در جواب، گفتند: از دسترسی ما به اخبار آسمانها، جلوگیری شده است. و اگر كسی برای رفتن به آسمانها، سعی كند، به وسیله شهابها تعقیب می‏شود. آنها گفتند: حتماً  اتفاق خاصی در دنیا بوقوع پیوسته است. بروید اطراف و اكناف عالَم، بگردید و علت آن را پیدا كنید. عده ای از جن ها مامور تحقیق پیرامون آن شدند. گروهی كه بطرف تهامه بسیج شده بودند، در آنجا، با رسول‏ الله (ص)  مواجه شدند. رسول‏ الله (ص)  در محلی بنام نخله، حضور داشت و عازم بازار عكاظ بود. لحظه ای كه جن ها رسیدند، رسول ‏الله (ص) و یارانش در حال خواندن نماز فجر بودند. وقتی صدای قرآن را شنیدند، به آن گوش فرا دادند. سپس به یكدیگر گفتند: همین قرآن است كه از رفتن ما به سوی آسمانها و بدست آوردن خبرهای آسمانی، ممانعت نموده است. این بود كه به سوی قوم خود، بر گشتند و گفتند: « ای قوم!  ما قرآن شگفت انگیزی را شنیدیم كه رهنمون به سوی كامیابی است. پس ما به آن ایمان آورده، از این پس، با پروردگار خود، كسی را شریك نمی گردانیم. خداوند بعد از آن، این آیات سوره جن را بر پیامبر(ص)  نازل فرمود: ]قُلْ أُوحِی إِلَی أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ[. و آنچه نازل شد، سخن جن ها بود. (بخارى:773)

رسول خدا (ص)   فرمود: «گروهی از جنهای شهر نصیبین نزد من آمدند و چه جن های خوبی بودند. آنان از من طلب غذا كردند. من نیز از خدا خواستم كه آنها بر هر استخوان و یا سِرگینی كه بگذرند، بر آن، غذایی بیابند».(بخارى:3860)

صفیه رضی ‏الله‏ عنها ؛همسر گرامی نبی اكرم (ص) ؛ می‏گوید: در دهة آخر رمضان كه رسول ‏الله (ص)  در مسجد، معتكف بود، نزد وی ‏رفتم و ساعتی با او گفتگو كردم. سپس، برخاستم تا به خانه بروم. رسول خدا (ص)  نیز برخاست و مرا همراهی كرد تا اینكه به درب مسجد، جایی كه باب ام سلمه بود، رسیدیم. دو مرد انصاری از آنجا گذشتند و به آنحضرت (ص)  سلام دادند. رسول خدا (ص)  به آنها گفت: «صبر كنید. او صفیه دختر حُی؛ همسر من؛ می باشد». این سخن، بر آنها دشوار آمد. لذا گفتند: سبحان الله، ای رسول خدا! (این چه حرفی است)؟ رسول خدا(ص)  فرمود: «إِنَّ الشَّیطَانَ یبْلُغُ مِنَ الإِنْسَانِ مَبْلَغَ الدَّمِ، وَإِنِّی خَشِیتُ أَنْ یقْذِفَ فِی قُلُوبِكُمَا شَیئًا : شیطان همانند خون، در رگهای بدن انسان، جریان دارد. بنابراین، ترسیدم كه مبادا شیطان در دلهای شما گمان بد بوجود آورد».(بخارى: 2035)

ابوهریره (رض) می‏گوید: رسول ‏الله (ص)  حفاظت و نگهبانی زكات رمضان را به من سپرد. شخصی آمد و شروع به دزدیدن گندم، كرد. من او را دستگیر نمودم و گفتم: بخدا سوگند، تو را نزد رسول ‏الله (ص)  خواهم برد. او گفت: من، فردی بسیار نیازمند و كثیر العیال هستم. و نفقة آنان، برعهدة من است. ابوهریره (رض)  می‏گوید: بعد از این آه و فریاد، او را رها كردم. صبح، رسول ‏الله (ص)  از من پرسید: «دیشب، زندانی ات، با تو چه كار كرد»؟ گفتم: یا رسول‏ الله! او از نیاز شدید و كثرت فرزندان، شكایت می‏كرد. من بحال او ترحم نمودم او را رها كردم.

رسول ‏الله (ص)  فرمود: «او به تو، دروغ گفته است. و دوباره، خواهد آمد». ابوهریره (رض)  می‏گوید: چون رسول ‏الله (ص)  فرموده بود: «دوباره، خواهد آمد»، به كمین او نشستم. او بار دیگر، آمد و به دزدیدن گندم، مشغول شد. من او را دستگیر كردم و گفتم: این بار، حتما تو را نزد رسول ‏الله (ص)  خواهم برد. او گفت: مرا بگذار. زیرا من، فردی نیازمند و عیال وارم و مسئولیت آنها به عهدة من است. دوباره نمی آیم. ابوهریره (رض)  می‏گوید: من، دوباره بحال او ترحم نمودم و او را رها كردم. صبح، رسول ‏الله (ص)  فرمود: «دیشب، زندانی ات، با تو چه كار كرد»؟ عرض كردم: ای رسول خدا! او از نیاز شدید وعیال وار بودن، می نالید. من هم به حال او ترحم نمودم و ا و را رها كردم. رسول ‏الله (ص)  فرمود: «این را بدان كه او، به تو دروغ گفته است و دوباره، خواهد آمد». شب سوم نیز، به كمین او نشسته بودم كه آمد و شروع به برداشتن گندم، كرد. من او را دستگیر نمودم و گفتم: این بار، حتماً تو را نزد رسول ‏الله (ص)  خواهم برد. سومین بار است كه قول می دهی، برنگردی اما دوباره برمی گردی. او گفت: مرا رها كن. كلماتی به تو خواهم آموخت كه خداوند، آنها را برایت مفید خواهد نمود. گفتم: آن كلمات، چه هستند؟ او گفت: اگر هنگام خوابیدن، آیت ‏الكرسی را بخوانی، تمام شب، فرشتگان از تو حراست خواهند كرد و تا صبح، شیطان نزد تو نخواهد آمد. من او را رها كردم. صبح، رسول ‏الله (ص)  پرسید: «دیشب، زندانی ات، با تو چه كار كرد»؟ عرض كردم: كلماتی را به من نشان داد كه به اعتقاد او، برایم مفید خواهند بود. لذا من او را رها كردم. رسول ‏الله (ص)  فرمود: «آن كلمات، چه هستند»؟ عرض كردم: یا رسول ‏الله! به من گفت: اگر هنگام خوابیدن، آیت ‏الكرسی را بخوانی، فرشتگان تو را از شیطان، حفاظت خواهند كرد. ـ گفتنی است كه یاران رسول‏الله (ص)  برای انجام اعمال نیك، علاقة فراوانی داشتند. ـ رسول ‏الله (ص)  فرمود: «در عین حال كه شخصی بسیار دروغگو است، اما به تو راست گفته است». و خطاب به من، افزود: «هیچ می‏دانی كه در این سه شب، مخاطب تو چه كسی بوده است»؟ عرض كردم: خیر. رسول ‏الله (ص)  فرمود: «شیطان بوده است».(بخارى:2311)

عایشه رضی الله‏ عنها می گوید: نبی اكرم (ص)  را سحر كردند طوریكه كاری را كه انجام نداده بود، خیال می كرد انجام داده است. تا اینكه روزی بسیار دعا كرد و سپس، فرمود: «آیا می دانی كه خداوند، راه علاج مرا به من نشان داد؟ دو مرد، نزد من آمدند. یكی از آنان بر بالینم ودیگری، كنار پاهایم نشست. پس، یكی از آنها به دیگری گفت: درد این مرد چیست؟ دومی گفت: سحر شده است. پرسید: چه  كسی او را سحر كرده است؟ گفت: لبید بن اعصم. پرسید: بوسیلة چه چیزی سحر شده است؟ گفت: بوسیله شانه، پس ماندة الیاف كتان و پوست شكوفة خرمای نر. پرسید: كجا هستند؟ گفت: در چاه ذروان».

راوی می گوید: آنگاه، نبی اكرم (ص)   بسوی آن (چاه) بیرون رفت. سپس برگشت و به عایشه گفت: «نخل های آنجا مانند سرهای شیطان بود». عایشه پرسید: آنها را از چاه بیرون آوردی؟ گفت: «خیر». مرا كه خداوند، شفا داد ولی بیم آن دارم كه باعث ضرر و زیان مردم شود». سپس آن چاه را با خاك، پر كردند. (بخارى:3268)

ابوهریره (رض)  می گوید: نبی اكرم (ص)   فرمود: «خمیازه، از شیطان است. پس هر گاه، خمیازه به سراغ یكی از شما آمد تا می تواند جلویش را بگیرد. زیرا هنگامی كه یكی از شما (دهان، باز می كند و) ها می گوید، شیطان می خندد».(بخارى:3289)

ابوهریره (رض)  می گوید: نبی اكرم (ص)   فرمود: «هرگاه، بانگ خروس را شنیدید، فضل و كرم خدا را مسئلت نمایید. زیرا او در آن هنگام، فرشته ای را دیده است. و هرگاه، عرعر الاغ را شنیدید، از شیطان، به خدا، پناه ببرید. زیرا او شیطانی را دیده است».(بخارى:3303)

ابن عباس رضی اللَّه عنهما  می گوید: نبی اكرم (ص)   برای حفظ حسن و حسین چنین دعا می كرد: «أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّةِ مِنْ كُلِّ شَیطَانٍ وَهَامَّةٍ، وَمِنْ كُلِّ عَینٍ لامَّةٍ : از هر شیطان، حشرة گزنده و چشم شور به سخنان كامل خدا، پناه می برم.» و  می فرمود: «پدر شما (ابراهیم علیه السلام) برای حفظ اسماعیل و اسحاق، همین دعا را می خواند».(بخارى: 3371)

ابوهریره (رض)  می گوید: رسول الله (ص)  فرمود: «هركس، روزانه صد بار لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ  بگوید، به او به اندازة آزاد ساختن ده برده، ثواب می رسد. و همچنین صد نیكی برایش نوشته می شود و صد گناه از گناهانش، پا ك می گردد و آنروز تا شب از شیطان، حفاظت می شود. و هیچ كس (در روز قیامت) عملی بهتر از آن نمی آ ورد مگر فردی كه عمل بیشتری انجام دهد». یعنی همین كلمه را بیشتر بگوید و یا به طور كلی، اعمال بیشتری انجام داده باشد. (بخارى:6403)

عایشه رضی الله‏ عنها ؛همسر گرامی نبی اكرم (ص)  ؛ می گوید: شنیدم كه
رسول الله (ص)   فرمود: «فرشتگان در ابرها فرود می آیند و آنچه را كه در آسمانها فیصله شده است، یاد آوری می نمایند. شیاطین، استراق سمع می كنند و سخنانشان را می شنوند و آنها را به كاهنان می رسانند. كاهنان، از سوی خود، صد دروغ به آنها می افزایند و به مردم   می گویند».(بخارى:3210)

جابر(رض)  می گوید: نبی اكرم (ص)   فرمود: «هنگامی كه هوا، تاریك شد، كودكانتان را نگذارید (كه از خانه، بیرون بروند) زیرا در این وقت، شیاطین، پراكنده می شوند. ولی همینكه ساعتی از شب گذشت، آنها را آزاد بگذارید. سپس درِ خانه ات را ببند و بسم الله بگو. چراغت را خاموش كن و بسم الله بگو. دهانة مشك ات را ببند و بسم الله بگو. ظرف ات را بپوشان و بسم الله بگو اگر چه قطعه چوبی باشد كه فقط بخشی از آن را بپوشاند».(بخارى:3280)

انس (رض)  می‏گوید: نبی اكرم (ص)  هنگام داخل شدن به بیت الخلا (توالت)، می‏فرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْخُبُثِ وَالْخَبَائِثِ». (خدایا از شر شیاطین نر وماده، یا هر پلیدی ونا پاكی دیگر، به توپناه می برم).

 


kareytraywick.hatenablog.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:13 ب.ظ
It's difficult to find knowledgeable people in this particular topic, however, you sound like you know what you're talking about!

Thanks
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 12:15 ب.ظ
Good post. I learn something totally new and challenging on sites
I stumbleupon on a daily basis. It will always be useful to read content from other writers and use something from
other sites.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر