تبلیغات
اللهم صلی علی نبینا محمد و علی آله و صحبه و سلم تسلیما کثیرا - شخصیت باعظمت پاره ی تن رسول الله حضرت فاطمه سلام الله علیه

فاطمه‌ زهرا، پاره‌ تن‌ محمد مصطفی‌(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) و همسر با وفای‌ علی‌ مرتضی، و مادر فرزانه‌ حسین‌، شهیدكربلا و حسن‌ مجتبی، سرور زنان‌ بهشت‌ و گل‌ سر سبد اهل‌ بیت‌، پیكر صبر و استقامت‌ و مظهر حجاب‌ و عفت‌.

 نام‌ و نسب‌:

فاطمه، بنت‌ محمد(صلی‌الله علیه‌وسلم‌). بن‌ عبدالله بن‌ عبدالمطلب‌ هاشمی‌ قریشی‌.

فاطمه‌(رضی‌ الله عنها) لقبهای‌ متعددی‌ دارد كه‌ همه‌ آنها نمایانگر صفات‌ و سجایای‌ ملكوتی‌ اوست‌. مانند: صدیقه‌، مباركه، طاهره، زكیه، راضیه‌، مرضیه (الیمانی، محمد عبده، إنها فاطمة الزهرا. ص: 28، دمشق 1418 هـ 1998 م). دو صفت‌ از صفتهای‌ بارز او «زهرا» و «بتول‌» می‌باشد؛ بدان‌ جهت‌ او را زهرا لقب‌ دادند كه‌او گُل‌ محمد(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) بشمار می‌آمد، و برخی‌ گفته‌اند: بخاطر روشنی‌ و سپیدی‌ چهره‌اش‌ او را زهرا لقب‌ داده‌اند (همان کتاب، ص: 28).

جعفر بن‌ محمد(رحمه‌الله) می‌فرماید: من‌ از ابو عبدالله پرسیدم‌ كه‌ چرا فاطمه‌ را زهرا لقب‌ داده‌اند؟ ایشان‌ فرمود: زیرا هرگاه‌او به‌ عبادت‌ می‌ پرداخت‌ در میان‌ اهل‌ آسمان‌ چنان‌ می‌درخشید كه‌ ستارگان‌ برای‌ اهل‌ زمین‌ می‌درخشند (همان کتاب، ص: 28) و او را بتول‌می‌نامیدند بخاطر ویژگی‌اش‌ بر سایر زنان‌ در زیبایی‌، بزرگواری‌ و عزت‌ نفس‌، یا بخاطر قطع‌ تعلقش‌ از مردم‌ بسوی‌ الله عزوجل‌، (همان کتاب، ص: 28) و علامه‌ مرتضی‌ زبیدی‌ می‌گوید: فاطمه‌ را بخاطر آنكه‌ مقام‌ و منزلتش‌ نزد خداوند همانند مریم‌ بود، بتول‌نامیدند (زبیدی، مرتضی، تاج العروس ج 7، ص: 330، مصر، المطبعة الخیریة 1306هـ)؛ و شگفت‌تر از همه‌ كنیه‌ «اُم‌ِّ أبیها» (عسقلانی، احمد بن حجر، الاصابة فی تمییز الصحابة، ص: 365، دار الکتاب العربی بیروت) می‌باشد، یعنی‌: مادر پدرش‌، كه‌ نشان‌ دهنده‌ علاقه‌ بسیار زیادفاطمه‌(رضی‌الله عنها) است‌ به‌ پدر بزرگوارش‌ و اینكه‌ با همه‌ كمی‌ سن‌، از آغاز كودكی‌، پناهگاه‌ معنوی‌ و تكیه‌گاه‌ روحی‌ ـ بعداز خداوند متعال‌ ـ مانند خدیجه‌ برای‌ پدر بزرگوارش‌ بوده‌ است‌.

 ولادت‌:

درباره‌ تاریخ‌ ولادت‌ حضرت‌ فاطمه‌(رضی‌ الله عنها) اختلاف‌ روایات‌ وجود دارد. در روایتی‌ آمده‌ كه‌ در سال‌ یكم‌ بعثت ‌متولد شد (همان مرجع ج4، ص 365). حضرت‌ عباس‌(رضی‌الله عنه‌) می‌فرماید: پنج‌ سال‌ قبل‌ از بعثت‌، درست‌ زمانی‌ كه‌ تعمیر خانه‌ كعبه‌ در دست‌ انجام‌بود متولد شده‌ است‌.(ابن سعد، الطبقات الکبری ج: 8 ص 26 دار بیروت چاپ 1405هـ 1985م)

فضایل‌ و مناقب‌:

در روایات‌ مختلف‌ و به‌ مناسبت‌های‌ گوناگون‌ در مورد ویژگیهای‌ والای‌ فاطمه‌ نقل‌ شده‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌(صلی‌الله علیه‌وسلم‌)فرمود: «نزل‌ ملك‌ من‌ السما´ء فاستأذن‌ الله أن‌ یسلِّم‌ علی ‌َّ، لم‌ ینزل‌ قبلها، فبشرنی  أن‌ فاطمة‌ سیدة‌ نسا´ء أهل‌ الجنة‌» (شیبانی، احمد بن حنبل، مسند ج 5، ص 391، دار الفکر)

«فرشته‌ای‌ از آسمان‌ فرود آمد، از خداوند اجازه‌ خواست‌ تا بر من‌ سلام‌ دهد، آن‌ فرشته‌ قبل‌ از این‌ فرود نیامده‌ بود، و به‌من‌ بشارت‌ داد كه‌ فاطمه‌ سیده‌ و سرور زنان‌ بهشت‌ است‌.»

در روایت‌ دیگری‌ آمده‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) فرمود:

«فاطمه‌ بضعة‌ منّی‌، فمن‌ أغضبها، أغضبنی‌»  (بخاری، محمد بن اسماعیل، الجامع الصحیح، ج 4، ص 579، شماره حدیث: 3714، دار الکتب العلمیة، 1412هـ، 1992م) «فاطمه‌ پاره‌ تن‌ من‌ است‌، هر كه‌ او را بیازارد مرا آزار داده‌ است‌.»

حضرت‌ عایشه‌(رضی‌ الله عنها) می‌فرماید: «ما رأیت‌ أحداً قط‌ أصدق‌ من‌ فاطمة‌ غیر أبیها» (اصبهانی، ابونعیم، حلیة الاولیاء، ج 2، ص:42، بیروت، دار الکتاب العربی 1407 هـ 1987م) «من‌ هیچ‌ كسی‌ را راستگوتر ازفاطمه‌ غیر از پدر بزرگوارش‌ ندیدم‌»

شاعر و متفكر مشرق‌ زمین‌، علامه‌ محمد اقبال‌ لاهوری‌(رحمه‌الله) صفات‌ والا و ویژگیهای‌ اخلاقی‌ حضرت‌ فاطمه‌زهرا(رضی‌الله عنها) را در قالب‌ اشعاری‌ چنین‌ سروده‌ است‌:

مریم‌ از یك‌ نسبت‌ِ عیسی‌ عزیز              از سه‌ نسبت‌، حضرت‌ زهرا عزیز

نور چشم‌ رحمـــــــة‌ للــعالمین‌              آن‌ امـــــام‌ اوّلیـــــن‌ و آخـریــــــن‌

بانوی‌ آن‌ تاجــــدار اهــل‌ اتـی‌               مرتضــــی‌، مشكل‌ گُشا، شیـر خدا

مـــادر آن‌ مركــز پرگار عشق‌               مـــــادر آن‌ كاروان‌ ســالار عشق‌

مــــزرع‌ تسلیم‌ را حاصل‌ بتول               مــــــادران‌ را اُسوه‌ كامــل‌ بتـول‌

بهرمحتاجی‌ دلش‌ آنگونه‌ سوخت           با یـــهودی‌ چادر خود را فروخت‌

نــوری‌ و هم‌ آتشی‌ فرمانبرش‌              گُم‌ رضایــش‌ در رضای‌ شوهرش‌

آن‌ ادب‌ پــرورده‌ صبر و رضا             آسیـــا گـــردان‌ و لــب‌ قـــرآن‌ سرا

گریــه‌هــای‌ او زبالین‌، بی‌ نیاز             گــــوهر افشـــاندی‌ بـــدامــان‌ نماز

اشك‌ او برچید جبریل‌ از زمین‌            همچو شبنم‌ ریخت‌ بر عرش‌ برین‌

(لاهوری، محمد اقبال، کلیات، ص: 103 انتشارات کتابخانه سنائی 1370هـ. ش تهران)

 بینش‌ و فهم‌ دین‌:

فاطمه‌ زهرا(رضی‌ الله عنها) كه‌ در خانه‌ بزرگترین‌ معلم‌ انسانیت‌ تربیت‌ یافته‌ و علوم‌ و معارف‌ الهی‌ را از سرچشمه‌ نبوت‌ فراگرفته‌ بود. از فهم‌ و بینش‌ خاصّی‌ نسبت‌ به‌ دین‌ برخوردار بود؛ او تنها كسی‌ است‌ كه‌ از میان‌ دختران‌ پیامبر(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) به‌روایت‌ حدیث‌ پرداخته‌، در نتیجه‌ 18 روایت‌ در كتابهای‌ حدیث‌ از وی‌ نقل‌ شده‌ كه‌ حضرت‌ علی‌، حضرت‌ حسن‌، حضرت‌حسین‌، حضرت‌ انس‌، حضرت‌ عایشه‌، حضرت‌ ام‌ كلثوم‌، ام‌ رافع‌ و حضرت‌ سلمی‌(رضی‌الله عنهم‌)  آنها را روایت‌ كرده‌اند.(عسقلانی، احمد بن حجر، الاصابة فی تمییز الصحابة ج، ص 365، دار الکتب العربی بیروت)

حضرت‌ انس‌(رضی‌الله عنه‌) روایت‌ می‌كند كه‌ باری‌ رسول‌ اكرم‌(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) پرسیدند: «چه‌ صفتی‌ برای‌ زنان‌ خوب‌است‌؟» ما نتوانستیم‌ پاسخ‌ بدهیم‌. حضرت‌ علی‌(رضی‌الله عنه‌) نزد فاطمه‌(رضی‌الله عنها) رفت‌ و او را باخبر ساخت‌؛ فاطمه‌(رضی‌الله عنها) فرمود: «چرا نگفتی‌ بهترین‌ صفت‌ برای‌ زنان‌ آن‌ است‌ كه‌ مردان‌ را نبینند و نه‌ مردان‌ آنان‌ را ببینند.»

علی‌(رضی‌الله عنه‌) بی‌ درنگ‌ نزد پیامبر(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) بازگشت‌ و آن‌ حضرت‌(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) را پاسخ‌ داد؛پیامبر(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) فرمود: «چه‌ كسی‌ چنین‌ پاسخی‌ به‌ تو آموخته‌؟» علی‌(رضی‌الله عنه‌) فرمود: «فاطمه‌؛»پیامبر(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) فرمودند: «او پاره‌ تن‌ من‌ است‌» (اصبهانی، ابونعیم، حلیة الاولیاء ج2، ص:40)

 ازدواج‌ با علی‌(رضی‌الله عنه‌)

بنابر روایات‌ مستند حضرت‌ فاطمه‌(رضی‌ الله عنها) در سن‌ 18 سالگی‌ در ماه‌ ذی‌ الحجه‌ در سال‌ دوم‌ هجری‌ با حضرت‌علی‌(رضی‌الله عنه‌) ازدواج‌ كردند.

برخی‌ از علمای‌ تشیع‌ و تسنن‌ به‌ همكاری‌ حضرت‌ ابوبكر و حضرت‌ عمر(رضی‌ الله عنهما) در امر ازدواج‌ حضرت‌علی‌(رضی‌الله عنه‌) تصریح‌ نموده‌اند كه‌ بیان‌ این‌ مطلب‌، دلالت‌ بر ارتباط‌ تنگاتنگ‌ و نشانه‌ دوستی‌ میان‌ آن‌ بزرگواران‌ است‌.

ملا محمد باقر مجلسی‌ در این‌ باره‌ می‌گوید:

«شیخ‌ طوسی‌ با سند معتبر از امیر المؤمنین‌ روایت‌ كرده‌ است‌ كه‌ نزد من‌ آمدند ابوبكر و عمر، گفتند: چرا بنزد حضرت‌رسول‌ اكرم‌(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) نمیروی‌ كه‌ فاطمه‌ را خواستگاری‌ نمایی‌؟ من‌ رفتم‌ بخدمت‌ آن‌ حضرت‌، چون‌ نظر مباركش‌ به‌من‌ افتاد، خندان‌ شد و فرمود: برای‌ چه‌ آمده‌ای‌، ابوالحسن‌! حاجت‌ خود را بیان‌ كن‌. پس‌ من‌  به‌ خدمت‌ آن‌حضرت‌(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) گفتم‌: «یا رسول‌ الله! استدعا می‌نمایم‌ كه‌ فاطمه‌ را به‌ من‌ تزویج‌ كنی‌» (مجلسی، ملا محمد باقر، جلاء العیون، ص: 113، فصل پنجم در بیان تزویج امیر المؤمنین و حضرت فاطمه، تهران، مؤسسه انتشارات قم) رسول‌اكرم‌(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) رضایت‌ فاطمه‌(رضی‌الله عنها) را جویا شدند، حضرت‌ فاطمه‌ سكوت‌ اختیار كردند. این‌ سكوت‌ در واقع‌اعلام‌ رضایت‌ بود؛ رسول‌ الله(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) از حضرت‌ علی‌(رضی‌الله عنه‌) پرسیدند برای‌ مهریه‌ چه‌ داری‌؟ حضرت‌ علی‌فرمود: «هیچ‌ ندارم‌»، رسول‌ الله(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) فرمودند: «آن‌ زرهی‌ كه‌ در جنگ‌ بدر به‌ دست‌ شما افتاده‌ بود كجاست‌؟»فرمود: «در خانه‌ است‌» رسول‌ الله(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) فرمودند: «همان‌ كافی‌ است‌»

حضرت‌ علی‌(رضی‌الله عنه‌) آن‌ را در برابر 480 درهم‌ فروختند و مبلغ‌ را در اختیار رسول‌ الله(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) قرار دادند.رسول‌ الله(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) حضرت‌ بلال‌ را دستور دادند تا از بازار عطر و خوشبو بیاورند. (الیمانی، محمد عبده، انها فاطمة الزهرا، ص 160، المنار، دمشق 1418هـ 1998 م)

علاوه‌ بر زره‌، آنچه‌ كه‌ حضرت‌ علی‌ داشتند، عبارت‌ بود از یك‌ چرم‌ گوسفند و یك‌ چادر كهنه‌ یمنی‌، حضرت‌علی‌(رضی‌الله عنه‌) همه‌ آنها را به‌ حضرت‌ فاطمه‌(رضی‌ الله عنها) اءهداء نمودند.

جهیزیه‌ای‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) به‌ سرور بانوان‌ بهشت‌ دادند، عبارت‌ بود از یك‌ عدد تخت‌، یك‌ بالش‌ چرمی‌ كه‌از پوشال‌ خرما پُر شده‌ بود، یك‌ كاسه‌ سفالی‌، دو عدد كوزه‌، یك‌ مشك‌ آب‌ و دو سنگ‌ آسیاب‌ دستی‌. (کحاله، عمر رضا، اعلام النساء فی عالمی العرب و الاسلام، ج 4 ص: 110، بیروت، مؤسسه الرسالة 1404هـ 1984 م)

 فرزندان‌ حضرت‌ فاطمه‌(رضی‌ الله عنها):

حضرت‌ فاطمه‌ زهرا(رضی‌ الله عنها) دارای‌ پنج‌ فرزند بود، حسن‌، حسین‌، محسن‌، ام‌ كلثوم‌ و زینب‌(رضی‌الله عنهم‌) (ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء ج2، ص 119، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1414هـ 1992م)

محسن‌ در كودكی‌ وفات‌ كرد، حضرت‌ زینب‌، حضرت‌ حسن‌، حضرت‌ حسین‌ و ام‌ كلثوم‌ از شهرت‌ تاریخی‌ و جهانی‌برخور دارند.

لازم‌ به‌ یادآوریست‌ كه‌ نسل‌ پیامبر(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) فقط‌ از حضرت‌ فاطمه‌(رضی‌ الله عنها) پایدار ماند.

رسول‌ اكرم‌(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) حضرت‌ حسن‌ و حضرت‌ حسین‌ را فوق‌ العاده‌ دوست‌ می‌داشت‌ و می‌فرمود: «هما ریحانتای ‌من‌ الدنیا» (بخاری، محمد بن اسماعیل، الجامع الصحیح، ج4، ص 588، شماره حدیث: 3753. بیروت دار الکتب العلمیة، 1414هـ 1992م) «آن‌ دو در دنیا، دو گل‌ خوشبوی‌ من‌اند»

روزی‌ رسول‌ اكرم‌(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) بر منبر تشریف‌ داشتند كه‌ ناگهان‌ حضرت‌ حسن‌ و حضرت‌ حسین‌ وارد مسجد شدند،پیامبر(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) از منبر پائین‌ تشریف‌ آورد، و هر دو را در آغوش‌ گرفت‌ و در مقابل‌ خویش‌ نشاند. (ترمذی، محمد بن عیسی، الجامع الصحیح، ج 5، ص: 354، شماره حدیث 3776، دار الکتب العلمیة)

 ازدواج‌ حضرت‌ عمر(رضی‌الله عنه‌) باام‌ كلثوم‌ دختر حضرت‌ علی‌(رضی‌الله عنه‌):

یكی‌ از حقایق‌ تاریخی‌ كه‌ علمای‌ تشیع‌ و تسنن‌ به‌ وقوع‌ آن‌ اعتراف‌ كرده‌اند، ازدواج‌ حضرت‌ عمر(رضی‌الله عنه‌) با ام‌ كلثوم‌دختر گرامی‌ حضرت‌ علی‌ و فاطمه‌ زهرا(رضی‌ الله عنهما) می‌باشد.

علامه‌ ابوالفداء، اسماعیل‌ بن‌ كثیر(رحمه‌الله) (متوفی‌ 774هـ.ق) می‌فرماید:

«عمر بن‌ خطاب‌ در زمان‌ خلافتش‌ با ام‌ كلثوم‌ دختر علی‌ ابن‌ ابی‌طالب‌ و فاطمه‌ ازدواج‌ نمود، و او را بیش‌ از حدّ مورداحترام‌ قرار داد و چهل‌ هزار درهم‌ مهریه‌، برای‌ او مقرّر فرمود، بخاطر آنكه‌ او از خاندان‌ پیامبر(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) بود» (دمشقی، اسماعیل بن کثیر، البدایة و النهایة ج7، ص 157، دار احیاء التراث  العربی، 1408هـ 1988م)

علامه‌ محمد بن‌ جریر طبری‌(رحمه‌الله) (متوفی‌ 310هـ.ق) می‌فرماید:

«ام‌ كلثوم‌ دختر علی‌ ابن‌ ابی‌طالب‌ را كه‌ مادرش‌ فاطمه‌ دختر پیغمبر خدا بود به‌ زنی‌ گرفت‌ و چنانكه‌ گفته‌اند: چهل‌ هزارمهر او كرد و زید و رقیه‌ را از او آورد» (طبری، محمد بن جریر. تاریخ سبری، ترجمه ابو القاسم پاینده، ج 5 ص: 2035، انتشارات اساطیر 1368 هـ. ش)

امام‌ ابوالفرج‌ عبدالرحمن‌ بن‌ جوزی‌(رحمه‌الله) (متوفی‌ 597هـ.ق) می‌فرماید:

«از فرزندان‌ حضرت‌ عمر، زید اكبر و رقیه‌ هستند كه‌ مادرشان‌ ام‌كلثوم‌ دختر علی‌ بن‌ ابی‌ طالب‌(كرم‌ الله وجهه‌) كه‌ مادرش‌فاطمه‌ دختر رسول‌ الله(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) است‌.» (ابن جوزی، عبد الرحمان بن علی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج 4 ص: 131، دار الکتب العلمیة، 1412هـ 1992م)

امام‌ ابوالحسن‌، علی‌ بن‌ ابی‌ الكرم‌ مشهور به‌ ابن‌ أثیر جزری‌(رحمه‌الله) (متوفی‌ 630 هـ.ق) می‌فرماید:

«حضرت‌ عمر با ام‌ كلثوم‌ دختر علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ كه‌ مادرش‌ فاطمه‌ دختر رسول‌ الله(صلی‌الله علیه‌وسلم‌) بود، ازدواج‌ كرد،چهل‌ هزار درهم‌ مهریه‌ داد و دو فرزند به‌ نامهای‌ رقیه‌ و زید از او متولد شد» (جزری، ابن الاثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص: 450 دار الکتب العلمیة 1407 هـ 1987 م)

حافظ‌ حدیث‌ و محقق‌ مشهور، علامه‌ احمد بن‌ حجر عسقلانی‌(رحمه‌الله) (متوفی‌ 852هـ.ق) می‌فرماید:

«حضرت‌ عمر با ام‌ كلثوم‌ با مهریه‌ چهل‌ هزار درهم‌ ازدواج‌ نمود؛ زبیر می‌گوید: دو فرزند از او متولد شد، زید و رقیه‌ وام‌كلثوم‌ و هر دو فرزندش‌ در یك‌ روز درگذشتند. (عسقلانی، احمد بن حجر، الاصابة فی تمییز الصحابة ج 2، ص 468، دار الکتب العربی)

واقعه‌ ازدواج‌ حضرت‌ عمر(رضی‌الله عنه‌) با ام‌ كلثوم‌ را بسیاری‌ از محدثین‌ و مورخین‌ اهل‌ سنت‌ در كتابهایشان‌ نقل‌ كرده‌اندكه‌ ما به‌ نقل‌ همین‌ مقدار بسنده‌ می‌نمائیم‌، و حال‌ می‌پردازیم‌ به‌ اظهار نظر برخی‌ از علمای‌ تشیع‌ در این‌ باره‌:

مورخ‌ مشهور شیعی‌، (محمد ابراهیم آیتی، مترجم «تاریخ یعقوبی» در مقدمه تاریخ یعقوبی می گوید: «واضح جد یعقوبی چنانکه دانسته شد از شیعیان فداکار اهل بیت بوده و جان خود را بر سر این کار نهاده است، و در شیعه بودن یعقوبی نیز شبهه ای نیست و مواردی از تاریخ و جغرافیای وی بر این مطلب گواه است» تاریخ یعقوبی، ج 1 صص 19-20) احمد بن‌ ابی‌ یعقوب‌ یعقوبی‌(متوفی‌ 284هـ.ق) می‌فرماید:

«و در این‌ سال‌، عمر، ام‌كلثوم‌ دختر علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ را كه‌ مادرش‌ فاطمه‌ دختر پیامبر خدا بود از علی‌ بن‌ ابی‌ طالب‌خواستگاری‌ كرد. پس‌ علی‌ گفت‌: كه‌ او هنوز كودك‌ است‌، عمر گفت‌: آنچه‌ پنداشتی‌ نخواستم‌. لیكن‌ خود از پیامبر خداشنیدم‌ كه‌ فرمود: «كل‌ سبب‌ و نسب‌ ینقطع‌ یوم‌ القیامه‌ الا سببی‌ و صهری‌»

«هر بستگی‌ و خویشاوندی‌ در روز رستاخیز بریده‌ می‌شود، جز بستگی‌ و خویشی‌ و دامادی‌ من‌»؛ پس‌ خواستم‌ كه‌ مرابستگی‌ و دامادی‌ با پیامبر خدا باشد؛ پس‌ او را به‌ زنی‌ گرفت‌ و ده‌ هزار دینار بدو مهریه‌ داد» (یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی ج 2، ص 35 شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1366 هـ ش)

ابن‌ ابی‌ الحدید (عبد الحمید بن هبة الله بن محمد المدائنی، معروف به ابن ابی الحدید. 586هـ 665هـ // ابن کثیر وی را شیعه غالی می داند، البدایة و النهایة 13/233 // و در دائرة المعارف بزرگ اسلامی چنین آمده: «وی در اصول معتزلی و در فروع شافعی بود و گفته شده است که مشربی میان تسنن و تشیع برگزیده بود» دائرة المعارف بزرگ اسلام 2/641) در «شرح‌ نهج‌ البلاغه‌» می‌فرماید:

«وجّه‌ عمر الی ملك‌ الروم‌ بریداً، فاشترت‌ ام‌كلثوم‌ امرأة‌ عمر طیباً بدنانیر و جعلته‌ فی  قارورتین‌ و أهدتهما الی‌ امراة‌ ملك‌ الروم‌،فرجع‌ البرید الیها و معه‌ مل‌ القارورتین‌ جواهر، فدخل‌ علیها عمر، و قد صبّت‌ الجواهر فی‌ حجرها، فقال‌: من‌ أین‌ لك‌ هذا؟ فاخبرته‌،فقبض‌ علیه‌، و قال‌: هذا للمسلمین‌؛ قالت‌ كیف‌ و هو عوض‌ هدّیتی ! قال‌: بینی  و بینك‌ ابوك‌، فقال‌ علی‌ٌ(علیه‌السلام‌) : لك‌ منه‌ بقیمة‌ دینارك‌، و الباقی‌ للمسلمین‌ جملة‌ً، لان‌ برید المسلمین‌ حمله‌» (ابن ابی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، ج 19 ص: 351 منشورات مکتبة آیة الله العظمی المرشعی النجفی، قم 1404 هـ)

«عمر پیكی‌  را نزد پادشاه‌ روم‌ فرستاد. ام‌ كلثوم‌ همسر عمر، با چند دینار مقداری‌ عطر خرید، و آن‌ را در دو شیشه‌ قرار دادو برای‌ همسر پادشاه‌ روم‌ بصورت‌ هدیه‌ فرستاد. پیك‌ نزد (ام‌ كلثوم‌) آمد ودو شیشه‌ پُر از جواهر به‌ او داد. در این‌ اثناء عمربه‌ خانه‌ وارد شده‌ در حالیكه‌ (ام‌ كلثوم‌) جواهرها را در دامن‌ خود ریخته‌ بود. (عمر) پرسید: اینها را از كجا آوردی‌؟ (ام‌كلثوم‌) عمر را با خبر ساخت‌، عمر بلافاصله‌ جواهرها را از او گرفت‌ و فرمود: اینها از آن‌ مسلمانانند. (ام‌كلثوم‌) گفت‌:چگونه‌، اینها عوض‌ هدیه‌ من‌ هستند! (عمر) گفت‌: میان‌ من‌ و تو پدرت‌ قضاوت‌ می‌كند. علی‌(علیه‌السلام‌) فرمودند: تو ازجواهرها به‌ ارزش‌ دینارهایت‌ می‌توانی‌ برداری‌ و باقیمانده‌ آن‌ از آن‌ مسلمانان‌ است‌، چه‌ پیك‌ مسلمانان‌ آن‌ را حمل‌ نموده‌»

علامه‌ محمد بن‌ یعقوب‌ كلینی‌ رازی‌ (متوفی‌: 328هـ.ق) در «صحیح‌ الكافی‌» می‌فرماید:

«حمید بن‌ زیاد، عن‌ ابن‌ سماعة‌، عن‌ محمد بن‌ زیاد، عن‌ عبدالله بن‌ سنان‌ و معاویة‌ بن‌ عمار عن‌ ابی‌ عبدالله(علیه‌السلام‌). قال‌:سألته‌ عن‌ المرأة‌ المتوفی‌ عنها زوجها، أتعتد فی‌ بیتها أو حیث‌ شاءت‌؟ قال‌: بل‌ حیث‌ شاءت‌، ان‌ علیاً(علیه‌السلام‌). لما توفی‌ عُمر اتی‌ام‌ كلثوم‌ فانطلق‌ بها الی‌ بیته‌»

عن‌ سلیمان‌ بن‌ خالد قال‌: سألت‌ أبا عبدالله(علیه‌السلام‌). عن‌ امراة‌ توفی‌ زوجها این‌ تعتد؟ فی‌ بیت‌ زوجها تعتد أو حیث‌ شاءت‌؟قال‌: بلی‌ حیث‌ شاءت‌، ثم‌ قال‌: ان‌ علیا ً(علیه‌السلام‌)، لما مات‌ عمر أتی‌ ام‌ كلثوم‌ فأخذ بیدها فانطلق‌ بها الی‌ بیته‌» (کلینی، محمد بن یعقوب، صحیح الکافی ج 3، ص: 121-122 شماره حدیث: 3354-3355، الدار الاسلامیة 1401هـ 1981م)

«معاویه‌ بن‌ عمار روایت‌ می‌كند كه‌ از ابی‌ عبدالله(علیه‌السلام‌) پرسیدم‌: زنی‌ كه‌ شوهرش‌ وفات‌ می‌كند، آیا در خانه‌ خودش‌عده‌ را به‌ پایان‌ برساند یا هر كجا كه‌ می‌خواهد؟ فرمود: هر كجا كه‌ می‌خواهد. پس‌ از آنكه‌ عمر وفات‌ نمود، علی‌(علیه‌السلام‌)نزد ام‌كلثوم‌ آمد و او را به‌ خانه‌ خودش‌ برد.

«سلیمان‌ بن‌ خالد روایت‌ می‌كند كه‌ از ابن‌ عبدالله(علیه‌السلام‌) پرسیدم‌: زنی‌ كه‌ شوهرش‌ می‌میرد در كجا عده‌ را به‌ اتمام‌برساند؟ در خانه‌ شوهرش‌ عده‌ را سپری‌ نماید یا هر كجا كه‌ می‌خواهد؟ فرمود: بله‌ هر كجا كه‌ می‌خواهد. سپس‌ فرمود:زمانیكه‌ عمر وفات‌ نمود. علی‌(علیه‌السلام‌) نزد ام‌كلثوم‌ آمد و دستش‌ را گرفت‌ او را به‌ خانه‌ خویش‌ برد.

لازم‌ به‌ یادآوریست‌ كه‌ روایات‌ فوق‌ را شیخ‌ محمد بن‌ الحسن‌، حرّ عاملی‌ (متوفی‌ 1104 هـ) در «وسائل‌ الشیعة‌ الی‌تحصیل‌ مسائل‌ الشریعة‌» (حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشرعیة، ج 15، ص: 457، کتاب الطلاق، باب عدم ثوبت السکنی و النفقة، دار احیاء التراث العربی، بیروت) و شیخ‌ الطائفه‌ ابو جعفر محمد بن‌ الحسن‌ طوسی‌. (متوفی‌: 460هـ). در « الاستبصار» (طوسی، ابوجعفر، محمد بن حسن، الاستبصار فیما اختلف من الاخبار، ج 3 ص: 352، شماره حدیث 1258و 1257، دار الکتب الاسلامیة تهران، بازار سلطانی 1390 هـ.ق) و محمدبن‌ یعقوب‌ كلینی‌ متوفی‌ (328هـ) در «الفروع‌ من‌ الكافی‌» (کلینی، محمد بن یعقوب، الفروع من الکافی ج 5، ص 346 کتاب النکاح، باب تزویح ام کلثوم، دار الکتب الاسلامیة، 1362 هـ ش، تهران) و شیخ‌ محمد حسن‌ نجفی‌ (متوفی‌: 1266هـ) در «جواهرالكلام‌ فی‌ شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌» (نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع اسلام، ج 32، صص 280-279، کتاب الطلاق، الفصل الخامس فی عدة الوفاة، دار احیاء التراث العربی 1981 م) نیز آورده‌اند.

علاوه‌ بر این‌ روایت‌ دیگری‌ را ابوجعفر محمد ابن‌ حسن‌ طوسی‌ (متوفی‌ 460هـ) در تهذیب‌ الاحكام‌ نقل‌ نموده‌ است‌:

«عن‌ جعفر عن‌ ابیه‌(علیه‌السلام‌) قال‌: ماتت‌ ام‌كلثوم‌ بنت‌ علی (علیه‌السلام‌) و ابنها زید بن‌ عمر بن‌ الخطاب‌ فی‌ ساعة‌ واحدة‌، لایدری‌ایهما هلك‌ قبل‌، فلم‌ یورث‌ أحدهما عن‌ الا´خر و صُلِّی‌ علیهما جمیعاً»  (طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، تهذیب الاحکام فی شرح المقنعة، ج 9، ص: 362، شماره حدیث: 1295، دار الکتب السلامیة، تهران 1365 هـ .ش چاپخانه خورشید)

«جعفر از پدر بزرگوارش‌ روایت‌ می‌كند كه‌ فرمود: ام‌كلثوم‌ دختر علی‌(علیه‌السلام‌) و فرزندش‌ زید پسر عمر بن‌ خطاب‌، هردو در یك‌ وقت‌ درگذشتند، مشخص‌ نشد كدامیك‌ از آن‌ دو زودتر وفات‌ نموده‌ است‌. لذا هیچیك‌ از دیگری‌ ارث‌ نبرد، و برهر دو آنان‌ با هم‌ نماز خوانده‌ شد.»

روایات‌ مذكور گرچه‌ در باب‌ مسائل‌ فقهی‌ بیان‌ شده‌اند اما رابطه‌ همسری‌ حضرت‌ عمر(رضی‌الله عنه‌) و ام‌كلثوم‌ (رضی‌ الله عنها)بوضوح‌ در آنها مشاهده‌ می‌شود.

در «فرهنگنامه‌ كودكان‌ و نوجوانان‌» كه‌ شورای‌ كتاب‌ كودك‌، آن‌ را منتشر كرده‌ چنین‌ آمده‌:

«ام‌ كلثوم‌، دومین‌ دختر حضرت‌ علی‌ (ع‌) و فاطمه‌ زهرا(س‌) است‌، نام‌ او را زینب‌ صغری‌' نیز نوشته‌اند، سال‌ تولد او به‌درستی‌ معلوم‌ نیست‌، ام‌ كلثوم‌ در سال‌ 17هـ. ق‌ به‌ درخواست‌ عمر بن‌ خطاب‌ از علی‌ (ع‌) با او ازدواج‌ كرد، پس‌ از كشته‌ شدن‌عمر، به‌ ازدواج‌ عون‌، پسر جعفر بن‌ ابی‌ طالب‌، در آمد و پس‌ از مرگ‌ عون‌ با برادر او محمد ازدواج‌ كرد...»

ام‌ كلثوم‌ از عمر دارای‌ دختری‌ به‌ نام‌ رقیه‌ و پسری‌ به‌ نام‌ زید بود، نوشته‌اند كه‌ او و فرزندش‌ هر دو در یك‌ روزدرگذشتند» (شورای کتاب، فهنگنامه کودکان و نوجوانان، ج 3، ص: 324، شرکت تهیه و نشر فرهنگنامه کودکان و نوجوانان، تهران 1376 هـ .ش)


cummingshebuxekbuw.exteen.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:08 ق.ظ
I am regular visitor, how are you everybody? This paragraph posted
at this site is really fastidious.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر