خداوند تو را آزاد آفرید، پس سعی کن همیشه آزاد بمانی ( امام شافعی رحمه الله علیه)

جهل و نادانی و عدم آگاهی انسان از امور زندگی خود، همواره از مهمترین عوامل واپسگرایی در اجتماع و بدبختی اوست. کسیکه به حقایق موجود علمی ندارد و از دانش زندگی بی بهره هست و در مورد حقوق خود و اجتماع چیزی نمی داند، همواره بعنوان مانع اصلی در راه تکامل فکری خویش و جامعه باقی خواهد ماند.

وقتیکه انسان نمی تواند یا نمی خواهد بر دانش خود بیافزاید و نمی خواهد از آنچه که هست و می اندیشد فکر خود را فراتر ببرد، یا اندیشه خود را در برابر تحولات فکری رایج در جامعه مسئول نمی داند، یا گمان می کند همان اندیشه و عقیده ای که در گذشته داشته و برای همیشه او را کفایت می کند، و جوابگوی تمامی مشکلات فکری او خوهد بود، جامعه محل ازدحام عناصری خواهد بود که آزاد اندیشی و اندیشه را محکوم کرده و در نتیجه به مقابله هر نوع تحول فکری خوهند پرداخت.

مسلما این عناصر به هر گروه یا طبقه یا طیفی در جامعه تعلق داشته باشند، عامل عقب ماندگی  حزب خود خواهند شد. آنها نخواهند توانست با حرکتهای رو به جلوی سایر گروه ها که تفکری آزاد و پر تکاپو  دارند، همنوایی کرده و بدین ترتیب ضعفی عظیم را در ساختار گروه  خود پدیدار خواهند نمود. امثال این گروه نخواهد توانست، مثل سایر گروه ها در جامعه، فعال و پاسخگوی سئوالات روز باشد و طبیعی است که برای رفع این نقص و این ضعف، که بدنبال آن همواره انگشتهای انتقاد را بسوی خود نشان رفته خواهد دید، مجبور است، با نسبت دادن خود به سایر حرکتها و شخصیتهای مورد احترام در جامعه این خلاء را جبران کند و صعف استدلال خود را بپوشاند. نقطه مقابل جهل و نادانی، که سبب سقوط آدمی و ایجاد حاکمیتی در آستانه انحطاط  و ورشکستی برای اوست، علم و آگاهی است: علم و آگاهی چیزی نیست جز اینکه انسان تلاش کن، همواره بیش از اینکه می داند و می پندارد و اعتقاد دارد، بیاموزد. و ارزش انسانی خود را بالاتر از این ببیند که برای علم و آگاهی خود خط قرمزی قایل شده  و گمان کند اگر بیش از این بیاندیشد یا بیاموزد، به خطا رفته است.

بگو پروردگارا بر علمم بیفزا!  سوره طه - ۱۱۴

آیا کسانیکه می دانند و با کسانیکه نمی دانند برابرند؟ تنها کسانیکه دارای عقل سالم هستند، پند پذیرند. سوره زمر - ۹

خداوند مقام و درجات مومنان و کسانیکه علم به آنان بخشیده شده است، بالا می برد. سوره مجادله - ۱۱

اصولا هنگامیکه انسان از علم و اندیشه در تعیین سرنوشت و جایگاه خویش استفاده نکند و براین باور باشد که اگر وارث تفکرات پدران و گذشتگان خود باشد، برای سعادت او کافیست و با این بهانه درب هر گونه اندیشه و تفکر را تخته نماید و به نیاز افزایش علم اعتقاد نداشته باشد، در جهل به سر می برد.

به گواه تاریخ، مشکل اساسی تمامی انسانهای که در برابر انبیاء الهی می ایستادند و استدالال آنها را برای اندیشه و تعقل در باب حقیقت هستی نمی پذیرفتند و نسبت به خیر و شر عاقبت عمل خود بی تفاوت بودند، همین جهل و نادانی بوده است.

چنین مردمانی دعوت پیامبران و فرستادگان خدا را، برای اندیشیدن در مورد خوب و بد کار خود و عقایدشان رد کرده و می گفتند، آن چیزی که می دانیم و در حد آن چیز که می اندیشیم برای ما کافیست یا همانگونه می اندیشیم که پدرانمان می اندیشند. چنین مردمانی با هر نوع آزاد اندیشی از جانب انبیاء و تحرک فکری که به پیروی از این پیامبران در جامعه بوجود می آمد، به ستیز بر می خواستند و عاقبت از این پیامبران می خواستند که یا دیار آنها را ترک کنند، یا از عقاید جدید و اصلاحی خود دست بردارند: گقتند آیا نزد ما آمده ای تا ما را از آنچه پدرانمان را بر آن یافته ایم، روی گردانی؟ و شما  و برادرت بر ما حکمفرما شوید؟ ما هرگز به شما ایمان نمی آوریم. سوره یونس - ۷۸

عدم توانایی این مردمان در پاسخگویی به سئوالات و انتقاداتی که نسبت به اعمال ناشایست رایج در آن اجتماع، از جانب انبیاء صورت می گرفت، و ضعفی که بدلیل عدم منطق داشتند، همواره یکی از عوامل محبوبیت و جلب توجه به کار پیامبران از سوی افراد آزاد اندیش بوده است. زیرا انسانهای آزاده همواره بدنبال حقیقت هستند و انتخاب خود را نه از روی تعصب، بلکه از روی شعور انجام می دهند.

خداوند جهل و نادانی را عامل عقب گرد و پسرفت فکری  عمل گمراهان در این دنیا، و عامل فلاکت و بدبختی آنها در دیار باقی می خواند و از تمامی مسلمین می خواهد که از عاقبت این جهل و نادانی درس بگیرند و اجازه ندهند، قبیله و اجتماع آنها به درد چنین مردم سیه روزی دچار شوند:

 حق را با باطل نیامیزید و حقیقت را پنهان مکنید. سوره بقره  - ۴۲

اگر حق را گوش می دادیم یا درک و فهم حقایق را می داشتیم، از زمره دوزخیان نمی بودیم. سوره ملک - ۱۰ این آیه به ما می گوید عدم توکل به اندیشه و تفکر خویشتن که عمل نجات آدمی در آزمایشهای گوناگون است و اتکاء به عقاید و گفته های دیگران که ممکن است سالها از زمان حیات و موقعیت زیستی آنها گذشته باشد، و بیم از اطمینان و اعتمام به نیروی خدا دادی تعقل، زنگ جهل و نادانی را به صدا در آورده و همواره سد محکی در برابر حقیقت طلبی آدمی خواهد بود.

هوشیاری، آگاهی و اندیشیدن راه نجات هر انسان و هر اجتماع، در هر مقطع از زمان می باشد و در برابر آن، جهل و نادانی عامل سقوط و تباهی هر فرد یا گروهی است. انسان باید همواره به جهتی حرکت کند که او را در مسیر اندیشه و تعقل قرار داده و سعادت خود را تنها در چنین محیطی جستجو کرده و مهمتر از همه اینکه فرصت این آزادی و این حقوق را برای دیگر همنوانش فراهم کند. و به همان اندازه باید از منش و طیفی که راه تعقل او را سد می کند و از او می خواهد بدون اندیشیدن، سعادت و بهشت خود را جستجو کند، گریزان باشد. حقیقت این است که اندیشه و تعقل برای آدمی آفریده شده است و بیکار نمودن او در هر مقطعی و اعتماد به عناصر دیگر، در جایی که عقل می تواند جایگاهی داشته باشد، برای آدمی نتیجه ای جز تیره  روزی در بر نخواهد  داشت. بعنوان مثال حضرت براهیم(ع) مظهر احترام به عقل است و پیامبری بود که برای اثبات معاد از خداوند دلیل خواست. قران کریم در آیه ۱۰ سوره ملک، از زبان زیانکاران و دوزخیان می گوید: چون درک و فهم حقایق را نداشتیم، از زمره زیانکاران شدیم و در جایی دیگر علم و روشن بینی افراد را از نعمتهای خدا دادی تلقی می کند. فرصت اندیشیدن که تنها راه فرار از جهل و نادانی است، حق مسلم هر انسانی می باشد. هر انسانی در هر جایگاه و مرتبه ای این حق را دارد که آزادانه بیندیشد و برای سرنوشتی که در خط پایان آن، خود بتنهایی خود باید پاسخگو باشد از نیروی تعقل و اراده خویش بهره گیرد. و همواره به این عقیده مومن باشد که افزایش آگاهی و علم، و آموختن درسی نو از زندگی، هیچگاه سبب گمراهی و گرفتاری نخواهد شد و بر عکس، نادانی و جهالت بطور مداوم، انسان را در معرض خطا و تبهکاری و زیان قرار خواهد داد. امام شافعی ( رحمه الله علیه)، می گوید: کسیکه خواهان این دنیاست باید بدنبال علم برود و کسیکه خواهان آن دنیاست، باز هم باید بدنبال علم و دانش برود. یعنی هیچ هدفی از جهل و نادانی بدست نمی آید و انسان در هر شرایطی نیازمند دانش و آگاهی است.

 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic